ببار ابر سياه

 

 

 

آيا مرا می شنوی؟

آيا مرا می بينی؟

به چشمت آشنا نیستم؟

 

 

 

 

باور کن که

می توانم به تنهايی

تمام ابرهای سياه و بارانی دنيا را

بی وقفه

تا ابد

 بـــگــــــريـــــــم

 

......

 

 اشک های مرا

پايانی نيست

من محکوم به باريدن ام

 

 

 

 

 

 

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
کلبه ی سبز

خيلی غم انگيزه اما زيبا هم هست. به منم سر بزنيد موفق باشيد

نامی

قشنگ مينويسی اما همش غم داره

دختر مهربون

سلام ممنون که بهم خبر دادی همیشه نوشته هاتو دوست دارم.

فروغ

غم ازت دور باد نرگس جان سبز باش گلم سبز سبز ببار برف اندوه را از خودت دور کن دوست دارم فقط بخندی و شاد باشی ما به اين دنيا نيومديم که همواره رنج ببریم و محکوم به گريستن باشيم گل من ما حقمون بيشتر از ايناست نر گس جانم بيش از ايناست غم ازت دور باد