نيما يوشيج

« می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
نيست يکدم شکند خواب به چشم کس و ليک
غم اين خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند.


نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد از من ؛ کز مبارک دم او
آورم اين قوم به جان باخته را بلکه خبر .
در جگر ليکن خاری
از ره اين سفرم می شکند.


نازک آرای تن ساقه گلی ؛
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دريغـــــــــا
به برم می شکند .


دست ها می سايم
تا دری بگشايم
بر عبث می پايم
که به در کس آيد ؛
در و ديوار به هم ريخته شان
بر سرم می شکند .


می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
مانده پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله بارش بر دوش
دست او بر در ؛ می گويد با خود :
« غم اين خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند . »»

نيما يوشيج در سال ۱۲۷۶ در يوش(مازندران) به دنيا آمد. پدرش ابراهيم نوری نام داشت که به شغل گلّه داری و کشاورزی مشغول بود. نيما در همان جا نزد آخوندی شروع به تحصيل کرد. اما استادش بسيار او را شکنجه و آزار می نمود .دوستش حسين پژمان بختياری بود که غزل سرا بود . نيما روح بسيار لطيف وحسّاسی داشت . عاشق دختری به نام هلنا شد .که مسيحی بود . و چون مسلمان نمی شد .نيما را ترک کرد . شکست روحی بزرگی بر نيما وارد شد . پس از آن در دهکده ی خودشان عاشق دختری به نام صفورا شد که او نيز از روح لطيفی بر خوردار بود. اما به سبب آنکه راضی نشد که همراه نيما به شهر برود و در آنجا مسکن گزيند ؛ باز هم عشق نيما به شکست انجاميد . که در شعر افسانه آثار اين شکست ها گاه ديده می شود . شعر « افسانه » در سال ۱۳۰۱ خورشيدی در روزنامه ی قرن بيستم که صاحب امتياز آن ميرزاده عشقی که از دوستان نيما بود ؛ به چاپ رسيد . نيما اين شعر را به نظام وفا تقديم کرده است . او ۹ سال از نيما بزرگتر بود .آثار فکری لامارتين و دوسه در اشعار نيما ديده مي شود. در سال ۱۳۰۵ پدر نيما در گذشت . از سال ۱۳۰۶ با همسر جوانش عاليه جهانگير در شهرهای مختلف شمال به تدريس می پرداختند و تابستان ها به يوش باز می گشتند . در سال ۱۳۰۹ــ ۱۳۱۱ در مدرسه ی حکيم نظامی آستارا با همسرش به تدريس پرداخت .پس از آن تدريس را کنار گذاشت . در سال ۱۳۱۴ در طهران ساکن شد . تا سال ۱۳۲۰ در مجله ی مين باشيان به کار پرداخت . در ۱۳۲۰ ساختمان شعر و احساسات نيما تغيير کرد . در ۲۱ بهمن ۱۳۲۳ شعر ققنوس را سرود ؛ که سياهی های جامعه را نشان مي دهد اما اميد به آزادی هم در آن يافت می شود . حوادث سال ۱۳۲۶ او را بسيار نگران می کند و عاقبت در پاييز ۱۳۳۲ به زندان می رود . يک يا دو شب بيشتر در زندان نماند اما همان اندک ؛ نيما را به انزوا می کشاند . از آن پس نه زياد می خواند. نه زياد می نويسد .در زمستان ۱۳۳۸ به يوش رفت . در آنجا مبتلا به ذات الريه شد .و پس از چندی در ۱۶ دی ماه در سنّ ۶۲ سالگی در طهران در گذشت . پيکرش را به طور امانت در ابن بابويه به خاک سپردند . در سال ۱۳۷۲ به منزل پدريش در يوش انتقال يافت و در آنجا آرام گرفت . نيما پيش گام سبک جديدی در ادبيات ايران بوده ؛ که به شعر گراييده شده است . شراگيم يوشيج تنها فرزند نيما در سال ۱۳۱۹ متولّد شد . زمانی که نيما ۴۶ سال داشت . در تلوزيون فيلمبردار بود . هم اکنون به اتفاق مادرش در امريکا زندگی می کند . سيروس طاهباز آثار نيما را جمع بندی نمود و به چاپ رساند . طاهباز در اسفند ( چهارشنبه سوری ) سال ۱۳۷۴ در گذشت . او نيز در يوش و در کنار نيما به خاک سپرده شد .
برخی از آثار نيما عبارتند از :
۱۳۰۰ ............................... قصّه ی رنگ پريده
۱۳۰۱ ................................ ای شب (اوّلين بار در روزنامه هفتگی نوبهار چاپ شد.)
۱۳۰۱ ................................ افسانه ( که غزلی عاشقانه بود )

در ۱۳۰۳ بخشی از افسانه ی نيما به همراه قطعه ی ای شب ؛ محبس و چهار قصّه ی کوتاه از نيما در کتاب منتخبات آثار شعرای معاصر نوشته ی محمد ضياء هشترودی (برادر بزرگ حسين هشترودی ) به چاپ رسيد .
در ۱۳۰۴ دفترچه ای از اشعار نيما که شامل منظومه ی خانواده سرباز و سه قطعه کوتاه بود چاپ گرديد .
۱۳۲۰ ـــ ۱۳۱۷ .................... عضويّت در هيئت تحريريّه ی مجلّه ی موسيقی وانتشار اشعاری اندوهناک چون « شب ؛ پريان ؛ غراب ؛ مرغ غم و ... ) در اين مجلّه .
۱۳۲۴ ................................ منظومه ی ساقلی


**** يادش گرامي باد*****

/ 0 نظر / 5 بازدید