مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند

عشق عمومی

اشک رازی ست

لبخند رازی ست

عشق رازی ست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

 

قصه نیستم که بگوئی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

 

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم

  

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ریشه های ترا دریافته ام

با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام

و دست هایت بادستان من آشناست

 

در خلوت روشن با تو گریسته ام

برای خاطر زندگان

و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

زیباترین سرودها را

زیرا که مردگان این سال

عاشق ترین زندگان بوده اند

 

دستت را به من بده

دست های تو با من آشناست

ای دیر یافته! باتو سخن می گویم

بسان ابر که با توفان

بسان علف که با صحرا

بسان باران که با دریا

بسان پرنده که با بهار

بسان درخت که با جنگل سخن می گوید

زیرا که من

ریشه های ترا دریافته ام

زیرا که صدای من

با صدای تو آشناست

شاملوی بزرگ

.

سال هشتاد ونه سال غریبی ست

با تولد بهار، خزان زندگی هنرمندان گرانقدری آغاز گردید

روحشان شاد

یادشان گرامی باد

.

.

رضا کرم رضایی

.

کیومرث ملک مطیعی

.

محمود بنفشه خواه

.

جهان قشقایی

.

حمیده خیر آبادی (نادره)

.

.

/ 7 نظر / 15 بازدید
مهدی

بگذار مردگان را مردگان به خاک بسپارند!! عیسی مسیح

حامد کاوه

سلام خزان شان بهاری شد. روح شان شاد...[گل][گل][گل]

ناشناس

مثل همیشه خوب تر از خوب

فاتح

روحشون شاد آفرین که یادشان بودید

محسن

سلام مثل همیشه ساده مردن خود هنریست و مانند هر هنری باید آن را آموخت. موفق باشید بیشتر از همیشه. مواظ خودت باش گل ها زود پرپر میشن.[گل]