واسه دل خودم

تو چطور می گی که من برای تو کم بودم
منی که عاشق ترین عاشق عالم بودم
تو فقط دیده ی گریون خواستی
من برات قلب پر از خون بودم
آخه تو فقط یه عاشق خواستی
اما من گذشته از جون بودم
تو فقط دست نوازش خواستی
من سرا پا غرق خواهش بودم

« بین ما پنجره ای باز نمی شه
بین ما قصه ای آغاز نمی شه
بین ما همیشه یک دیواره
تازه فهمیدم حقیقت داره »

تو همیشه در پی بهونه ها
اما من حدیث سازش بودم
آره تو یه دل سپرده خواستی
چه کنم که سر سپردت بودم
تا که هرگز کسی عاشقت نشه
واسه مردم درس عبرت بودم
منی که ساده به خاک افتادم
بایدم ساده بدی بر بادم
راستی لعنت به منه دیوونه
به تو قلبم و چه آسون دادم
تو چطور می گی که من برای تو کم بودم
منی که عاشق ترین عاشق عالم بودم
تازه انگار داره باورم می شه
منو تو سایه و نوریم
تازه انگار داره باورم می شه
با هم و از هم چه دوریم

« بین ما پنجره ای باز نمی شه
بین ما قصه ای آغاز نمی شه
بین ما همیشه یک دیواره
تازه فهمیدم حقیقت داره » .

پاکسيما02.gif

/ 4 نظر / 7 بازدید
sargashte

آفرين . قشنگ بود .

SARNEVESHT

با تشکر فراوان از شما و تبریک به خاطر سليقه زيبا و لطيفتان

Angel

سلام...ممنون از لطفتون....در ضمن عزيز نوشته بودی شعر منو با صدای شاعر داري.....عزيز هنه نوشته های وبلاگ مال خودمه.....مگه اينکه خودم برات خونده باشم......ديگه همين ممنون......

shaghayegh

بله حامد جان ......... شعرت را با صدای خودت دارم ........